¸.•**• رویـــــــــای خاطـــــــرات •**•.¸

خدا سه حرف دارد اما برای پر کردن تنهایی من حرف ندارد

+نوشته شده در 13:42توسط رویای خاطرات | |

 

+نوشته شده در 21:1توسط رویای خاطرات | |

 

+نوشته شده در 21:35توسط رویای خاطرات | |

 

گرَم بیایی و پُرسی چه بُردی اندر خاک

ز خاک نعره برآرم که آرزوی تو را!

  •  

+نوشته شده در 13:8توسط رویای خاطرات | |

دعاهای سحر گویند اثر دارد

آری، اثر دارد

اما

کِی

شبِ عاشق

سحر دارد... 

+نوشته شده در 7:23توسط رویای خاطرات | |

آدم‌هاي "معلق" آدم‌هايی هستند كه تكليفشان با خودشان معلوم نيست

هستند و نيستند

اصلاً از همان اول به نيتِ نماندن آمده‌اند

با دست پس می‌زنند و با پا پيش مي‌كشندتان

وابسته‌تان مي‌كنند و در اوجِ وابستگی، رهايتان مي‌كنند...


 

+نوشته شده در 7:17توسط رویای خاطرات | |

پدر بزرگم مى‌گفت:

انتظار كارِ مَرد نيست!

يک دلِ قوى مى‌خواهد كه در تنِ مَرد قرارش نداده‌اند!

زن بايد باشد

تا انتظار را تاب بياورد

مَرد؛ هزار وُ يک جور فكر مى‌كند وَ در آخِر مى‌اندازدش دور.

زن امّا،

مى‌ماند

به هر جان كندنى

مى‌ماند !

 

+نوشته شده در 7:7توسط رویای خاطرات | |

 هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید

هرچقدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر

با همه گرمیم و با دل های تنها بیشتر...

 

 

+نوشته شده در 20:30توسط رویای خاطرات | |

نه اينكه غصه دارِ نبودنت نباشم، نه!

رهايت كرده ام

تا دوست داشتن را

بياموزى

و

ياد بگيرى محبت

هرگز در هيچ قفسى

زنده نمیماند!


آرى

عشق...

مردِ ميدان میخواهد!

+نوشته شده در 20:23توسط رویای خاطرات | |

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی..

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!

 

+نوشته شده در 20:14توسط رویای خاطرات | |

تو می روی و 

دل ز دست می رود

مرو  !

که با تو هر چه هست می رود...

 

+نوشته شده در 20:13توسط رویای خاطرات | |

حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت

وای اگر چشم بخواند غمِ ناپیدا را ...

 

+نوشته شده در 20:5توسط رویای خاطرات | |

غفلت کرده‌ای مادر!

پشتِ  یک قلبِ  عاشق

فرزندت آرام آرام می‌‌میرد

و تو فراموش کردن را

به من نیاموختی

مادر !

به من بیاموز چگونه دوست نداشته باشم

کسی‌ را که دوستم ندارد...

 

 

+نوشته شده در 19:43توسط رویای خاطرات | |

  یک دختر

 

  عشقی را که برای آن گریسته است

 

فراموش نمی کند....

 

+نوشته شده در 19:35توسط رویای خاطرات | |

گفتی زسرت فکر مرا بیرون کن!

جانا،

 سرم از فکر تو خالی ست،

دلم را چه کنم؟

 

+نوشته شده در 7:54توسط رویای خاطرات | |

هرگز حدیث حاضر غایب شنیده‌ای ؟!


من در میان جمع و 


دلم جای دیگرست...

 

+نوشته شده در 7:48توسط رویای خاطرات | |

به خاطر بسپار، زبانِ عشق بسیار گسترده است و متفاوت ، 

گاهی‌ تپش قلب، 

گاهی‌ سرخی گونه ،

گاهی‌ مهربانی و ملاطفت،

گاهی‌ صبوری و گذشت. 

کافیست بدانی هر کسی‌ با چه زبانی از عشق سخن می‌‌گوید.

 

+نوشته شده در 7:37توسط رویای خاطرات | |

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت

مگر مرا که همان عشق اولست و زیادت

 

 

+نوشته شده در 7:29توسط رویای خاطرات | |

 میروم و 

نمیرود 

از سرِ من 

هوایِ تو

+نوشته شده در 20:12توسط رویای خاطرات | |

 

+نوشته شده در 20:44توسط رویای خاطرات | |

 

+نوشته شده در 20:39توسط رویای خاطرات | |

حسین سلطان عشق،عباس ساقي عشق،زينب شاهد عشق ،سجاد راوي عشق؛

کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نيمه شعبان خواهد آمد...

***اعياد شعبانيه مبارک***

 

+نوشته شده در 19:0توسط رویای خاطرات | |

تنهایم گذاشتی 

به خیال آنکه فراموش میشوی

کجایی که ببینی 

نشد...

که نشد...

که نشد...

 

+نوشته شده در 23:10توسط رویای خاطرات | |

کاش آنجا

بدون من

مثل اینجا

بدون تو بود...

 

+نوشته شده در 23:8توسط رویای خاطرات | |

شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشد

هرچه خوبی بکنی با دل تو بد باشد؟


تو به ایمان برسی اینکه کسی جز او نیست

او بعکس تو به هرچیز مردد باشد


تو به هر در بزنی تا که به دست آوریش

و جوابش به تو یک عمر فقط رد باشد


بنشینی دو سه تا شعر بگویی که مگر

یکی از این همه ؟؟ شعری که بخواهد باشد


همه دلداده ترین فرد تو را بشناسند

او به دلسنگ ترین فرد زبانزد باشد


شده از نم نم باران دلت خیس شوی؟

دایما مشق تو آن مرد نیامد باشد؟


چه کنم با دل دیوانه که با این همه باز..

سعی دارد که به این عشق مقید باشد 

 

+نوشته شده در 23:6توسط رویای خاطرات | |

من که اصرار ندارم تو خودت مختاری

یا بمان، یا که نرو، یا نگهت می دارم ...

+نوشته شده در 23:4توسط رویای خاطرات | |

عید نزدیک است

دلم یک "تحول عظیم" می خواهد

یک "حال خوب"

الهی "معجزه ای" کن

که "ســـــــــــخت" محتاجم 

+نوشته شده در 9:47توسط رویای خاطرات | |

وقتی نخواستنت

آروم بکش کنار

غم انگیز است اگر تو را نخواهد

مسخره است اگر نفهمی

احمقانه است اگر اصرار کنی... 

+نوشته شده در 21:59توسط رویای خاطرات | |

مـــا بــــی تـــو خــــسته ایــم

تــــو بـــی مــا چگـــونـــــه ای؟!

 

+نوشته شده در 23:6توسط رویای خاطرات | |

مـــن بــــی تــــو پـــریشــــان 

و 

تــو انگـــــار نــه انگـــــار...

 

+نوشته شده در 23:0توسط رویای خاطرات | |

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد